پنجمین وشمشمین مرواریدت مبارک مامان جونممممممممممممممممم
عزیز دل مامان دوسه روزه یکی از دندون های دیگه هم شکوفته شده تازه دیشب متوجه شدم ششمین دندون گل پسری هم داره لثه را میشکافه تا خودشو نشون بده مبارک باشه قند عسل مامان دیگه داره یکی یکی دندون ها بیرون میاد هر چند که گل پسری یه کمی بدقلق شده تا از کنارش میریم یه اتاق دیگه یه گریه ای میکنه که دلم واسش کبابببببببب میشه
الهی مامان نباشه پسرم اشک بریزه .........قربون قد بالات بگردم که خیلی از تنهایی می ترسی
عزیزم این روزها موندم سر دو راهی که بزرامت مهد یا نه داداشی که اصلا موافق مهد نیست مامان جونم تروخدا بگو چکار کنم از ناراحتی همش شبها تا صبح بهت فکر میکنم .................. خدایا کمک کن واسه نگهداری بچم واقعا ما خانمهای کارمند چقدر دلواپس جیگر گوشه هامون باید باشیم 
مامانی چند روز دیگه به تولدت نمونده میخوام بزرگتر بشی ویه تولد درست حسابی بگیرم فعلا یه تولد کوچولو واست میگیرم خاله دایی وعمه هاتو دعوت میکنم
از کارهات بگم وروجک مامان کلی قر مید ی فکر میکنم بزرگ بشی رقاص ماهری از کار در بیایی
دست میزنی حسابی بهمون نگاه میکنی غش غش می خندی
تا بهت میگیم بوس بده سریع لبتو میزاری روی صورتون د هنتو باز میکنی وتف مالی میکنی الهی قربون تقت مامان بشه 
راه هم افتادی وااااااااااا زمون و زمان را زیر پا میزاری دیگه از هال وپذیرایی واتاق هاگرفته تا حیاط روزی 
هزار بار طی میکنی الهی مادرررررررررررر دورت بگرده واسه خودت مردکوچولوی شدی


پنجمین وشمشمین مرواریدت مبارک مامان جونممممممممممممممممم
